محمد رضا واليزاده معجزى

245

تاريخ لرستان ( روزگار قاجار ) ( فارسى )

مهر على خان « 1 » را با پنجاه سوار مأمور كرد كه با سرعت خود را به مير تيمور خان رسانيده و مراقب باشد كه از فرصت استفاده نكند و به طايفه و قيطول خود كه با كوچ بار فاصله زيادى ندارد ، ملحق شود . ولى اين عده موقعى فرامىرسند كه مير تيمور خان و خانواده‌اش قسمت اعظم عرض رودخانه را طى كرده و به تفنگچيانى كه در آن طرف رودخانه انتظار ورود او را داشتند ، نزديك و از دسترس وى خارج شده و تفنگچيان او هم در ساحل رودخانه مترصد دفاع از او هستند . مهر على خان با مشاهده اين صحنه مىبيند كه برگردانيدن مير تيمور خان غير ممكن است و

--> ( 1 ) . مهر على خان سرتيپ پسر ارشد و اكبر حاج عالى خان سگوند از بطن زوجه مشهوره وى مسماة به شاهزاده خانم بوده . وى يكى از خوانين معروف لرستان و مفتخر به درجه سرتيپى افتخارى و فرمانده جمعيت سوار سگوند و پدربزرگ آقايان پور سرتيپ مىباشد . چون مهر على خان و سه برادر تنى او بنام عادل خان و خسرو خان و چراغ خان مورد توجه و علاقه شديد حاج عالى خان بودند ، لذا تمام املاك و مزارع وسيع خود را به اين چهار پسر بخشيد و ساير پسران و دختران خود را كه شماره آنها از چهل نفر تجاوز مىكرد ، از آن همه آب و ملك محروم ساخت . در سال 1310 كه ناصر الدين شاه هم براى فرار از و با و هم به قصد دلجويى از اهل لرستان - كه ظل السلطان پسرش سران آن قوم را به قتل آورده بود - به بروجرد وارد گرديد ، امير خان سردار عموم خوانين لرستان ، و من‌جمله مهر على خان سگوند را كه سركرده سگوند بود ، نيز به استقبال برد . در بروجرد بر سر تقدم و تاخر در سان بين خوانين و رؤساى و ايلات و طوايف اختلاف به وجود آمد . سرانجام امير خان سردار كه حكمران مقتدر و نادرالكلمه‌اى بود ، سواران سگوند را كه مهر على خان سركرده آنها بود ، مقدم بر همه قرار داد و ناصر الدين شاه كه به اول صفوف رسيد از كالسكه پياده شد و نخست با مهر على خان به مكالمه پرداخت و چون از سخن گفتن مهر على خان خوشش آمد او را مورد نوازش قرار داد و منصب سرتيپى افتخارى به او اعطاء فرمود . مهر على خان مردى لايق و باكفايت و شجاع بود و در مكالمه با اشخاص مهمتر از خود قدرى بىملاحظه و بىباك و آخر الامر جان شيرين را بر سر اين سودا نهاد و علت آن بود كه سالار الدوله به واسطه كدورتى كه در ماموريت نخست از مهر على خان در دل داشت در سفر دوم خود به لرستان فاضل خان و حسن خان سگوند را بر او مقدم داشت و آنها را به خود نزديك ساخته و به مقام پيشكارى لرستان رسانيد و اين كار بر مهر على خان گران آمد و به‌جاى اين‌كه با نرم‌خويى و تواضع شاهزاده را با خود بر سر مهر آورد ، به درشت‌خوئى پرداخت و كلمات ناهموارى بر زبان جارى ساخت و مورد سخط واقع شد و در نتيجه شاهزاده نه تنها حاضر به آزاد ساختن او نشد ، بلكه مصمّم به قتل وى گرديد و بالاخره به تحريك فاضل خان مير غضب را به بروجرد فرستاده و او را در زندان مسموم كردند . چون اين ماجرا را در فصل مربوط به حكومت سالار الدوله با تفصيل بيشتر نوشته‌ايم در اين‌جا به‌همين اندازه اكتفا شده و اما موضوع قتل مهر على خان به‌همين‌جا ختم نشد و قتل و نزاعهاى ديگرى را به دنبال خود آورد و برادركشى در بين خوانين سگوند شروع گرديد و بعد از چند سال كريم خان عادل و شير محمد خان پسر مهر على خان فاضل خان را در ميان خانه خودشان به قصاص مهر على خان كشتند ( 1332 ) بعد از چند سال اسد الله خان‌پور سرتيپ ، كريم خان عادل را به قصاص خون پدرش شير محمد خان ، كه او را محرك امير لشكر خزاعى در مورد اعدام او مىدانست به قتل رسانيد و بعد از چند سال اكبر فرزند چراغ خان ، اسد الله خان را در ميان خانه خود اسد الله خان كشت و به فاصله چند سال ديگر برادران اسد الله خان اكبر و برادرانش را به قتل رساندند .